نرم افزار های مورد نیاز

دانلود رمان مرفین

بدون دیدگاه

در دانلود رمان مرفین رمان عاشقانه جدیدی را برای شما عزیزان قرار دادیم که در مورد دختری به نام آزیتا هست که توی یه صانحہ تصادف… پدر و مادرشو از دست میدهـــ… خانوادهــ پدری تصمیم میگیرن… آزیتا با پسر عموش (آرش)ازدواج کنهـ… ولی این آزیتا خانوم زرنگ بازی در میارهــ… کار دیگه ای میکنہ… توهمین گیر و دار تنهایے… همه زندگیش زیر نور یک حس دلچسب میرهـــ…

دانلود رمان مرفین

نام رمان: مرفین

نویسنده: فاطمه عابدین زاده

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:۱۷۸  صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

دانلود رمان مرفین

دانلود رمان مرفین

در مورد دختری به نام آزیتا هست که توی یه صانحہ تصادف… پدرومادرشوازدست میدهـــ… خانوادهــ پدری تصمیم میگیرن… آزیتا با پسر عموش(آرش)ازدواج کنهـ… ولی این آزیتا خانوم زرنگ بازی درمیارهــ… کاردیگه ای میکنہ… توهمین گیر و دارتنهایے… همه زندگیش زیر نور یک حس دلچسب میرهـــ…

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

ازیتا بدو دیرشد الان ترافیک میشه دختر
_اومدم اومدم

چیزی دیگه جا نزاشتم اوم نه همه ورداشتم
مامان_لباس گرم وردار لختی ور نداری سرمابخوری رامسر الان یکم سرده هواش
_چشم چشم
لباسامو ورداشتم قرار بود باخاله نازی اینابریم رامسر

خداروشکر دیگه مدرسه ندارم دیپلم گرفتم نوزده سالمه رشته معماریم خوندم
بابا_دختر کجای بدو خاله اینام اومدن
_چشم بابا اومدممامان_خوبه تکی همین یدونه تو مارو دیونه کردی
_وا مامان
_یامان شوخی کردم یکی یدونه منی

دانلود رمان مرفین

مامان بغل کردم
خاله_فیلم هندیه دیرشد ساعت دوازدس
_سلام خاله
_سلام ازیتاخانم خوبی خاله

_مرسی من امادم بریم
مامان_برو توماشین الان مامیایم
_زودبیاین

رفتم توحیاط بابا باشوهرخاله حرف میزدن
بابا_چه عجب یکی اومد پایین
شوهرخاله_سلام ازیتاخانم خوبین
_سلام عموسروش خوبم یلدارکجاس

_رفت مغازه الان میاد
یکی پشت سرم بلند گفت
_پخ
_وای ترسیدم

یلدا_بابافهمیدیم توشیری
منویلدا ازبچه گی باهم بودیم هم سن همم هستیم حتا تومدرسه و رشته باهم بودیم
یلدا_بیاتوماشین ما بشین _نوچ اها راستی بابا ماشین بردی برای معاینه فنیبابا_اره
دخترگلم بردمشوهرخاله _یکی بره اون دونفرصداکنه
یلدا_من میرم

دانلود رمان مرفین

یلدا رفت خاله مامان صدا کرد
بابا_خب راه بیوفتیم
شوهرخاله_ازچالوس بریممن_اره ارهبابا_ازیتامیگه اره یعنی اره دیگه
#پارت دوم

سوارشدیم راه افتادیم
مامان_ازیتا بیا پرتقال بخور
_نه نمیخورم بده بابا_پرتقال خوبه همین یدونه بخور
ازدست مامان گرفتم خوردمهندفن گذاشتم توگوشم اهنگ گوش میدادم _ باباوایسین
وایسین

دانلود رمان مرفین

مامان_چی شده دختر
_دستشوی دارم
بابا_وایسا یه جاخوب پیداکنم وای میسیم یه جای ام میخوریم
_فقط زود
پنج دقیقه فقط دنبال یه جا بودن_همین جاوایسین دستشویم داره

یه جایوایسادیم که بغلش مغازه بود بابا ازهولش باسرعت یه جانگه داشت یه ذره نزدیک
دره بود
بابا_بدو برو
_اینجاخطر داره بغل دره این که

مامان_نترس برو چیزی نمیشه ترمز دستی بکش سیاوش
ازماشین پیاده شدم یکم رفتم جلو تر صدای بدی شنیدم برگشتم دیدم
#پارت سوم
چیزی که دیدم باورم نمیشد
اول به فکرم رسید شاید
ماشین بابا جلوتر رفته ولی نه نبود

دانلود رمان مرفین

با توقف ماشین ها و جمع شدن مردم به اون طرف رفتم با دیدن اون صحنه خشک شدم
نه باور نمیشه نه امکان نداره ماشین بابام بود نه خدایی من امکان نداره نه
با تمام وجود جیغ زدم دیگه چیزی متوجه نشدم فقط سیاهی مطلق بود
وقتی چشمم رو باز کردم همه جا سفید بود نور چشمم رو اذیت میکرد مجبور شدم چشم
مو ببندم و دوباره باز کنم

دیدم بهتر شد ولی من کجام اینجا کجاست
خیلی به ذهنم فشار اوردم ولی چیزی یادم نیومد
در باز شد دختر جوونی با لباس های سیاه و چشماهی اشکی و قرمز امد طرفم
-ازیتا جونم خوبی خداروشکر بلاخره به هوش امدی خواهری

دانلود رمان مرفین

-بزار به مامان اینا خبر بدم نگرانتن
-با رفتن دختر از تعجب بیرون امدم این کی بود چی میگفت
-خاله قربونت بشم خوبی دخترم
-وقتی دید با تعجب

 

دانلود رمان عاشقانه مرفین,رمان عاشقانه مرفین, رمان مرفین رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور مرفین , رمان عاشقانه صحنه دار مرفین , رمان عاشقانه ایرانی مرفین, رمان عاشقانه کوتاه مرفین, رمان عاشقانه ۹۸ia مرفین, رمان عاشقانه خارجی مرفین, رمان عاشقانه پلیسی مرفین, رمان عاشقانه دانلود مرفین, مرفین,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان مرفین,دانلود رمان مرفین برای موبایل,عکس شخصیت های رمان مرفین ,دانلود رمان مرفین apk,دانلود رمان مرفین نگاه دانلود,رمان مرفین قسمت اول,دانلود رمان مرفین نسخه apk,دانلود رمان مرفین apk,رمان مرفین قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو ۹۸

 

دانلود رمان خیالی نیست

بدون دیدگاه

در دانلود رمان خیالی نیست رمان عاشقانه جدیدی برای شما قرار دادیم که در مورد دختری به اسم اوا عاشق پسری به اسم ارین میشه روز عقدشون اتفاقی میفته که برای حفظ ابرو کاردیگه ای میکنه…

دانلود رمان خیالی نیست

نام رمان: خیالی نیست

نویسنده: فاطمه عابدین زاده

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:۱۷۸  صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

در مورد دختری به اسم اوا عاشق پسری به اسم ارین میشه روز عقدشون اتفاقی میفته که برای حفظ ابرو کاردیگه ای میکنه…

دانلود رمان خیالی نیست

دانلود رمان خیالی نیست

  قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

هر از گاهی رویاهایم به زبان می اید
مثلأ می گوید: تنهایی بهای سنگین زلال ماندن است
من نیزپرده یه بخار الودش را پس میزنم
چراغ راخاموش میکنم باگریه هایم
رویاهایم را خیس میکنم
اری رویایی خیس
تواتاقم بودم مثل همیشه توفکرافکارم بودم بایدخودمو سرگرم میکردم هم اینکه دنبال
یه درامدیم باشم دستم توجیب خودم باشه
توحالوهوایی خودم بودم که بابام صدام زد
_اوا اوا
_بله باباجونم
_دخترم کجایی بیا کارت دارم

دانلود رمان خیالی نیست
_جونم بابا درخدمتم
_امروز توسرکارم یکی ازهمکارام گفت یکی
ازاشناهاشون به منشی نیازدارن منم گفتم خوبه اگه بری
_ اره خوبه اتفاقا خودمم دنبال کاربودم توفکرش بودم اگه خوب باشه چرا که نه
_باشه پس من به اقایی محمدپور میگم که دخترم میادفردا واسه مصاحبه راستی مادرت
کجاس

_خونه سلیمه خانومه الان میاد
_باشه برو به کارت برس بدش زودبخواب که صبح خواب نمونی ادرس شرکتم صبح میدم
بهت
رفتم تواتاقم فردا بایدتمیز مرتب برم شرکت رفتم حموم واسه خودم اهنگ میخوندم
یعنی اگه ازهمسایه ها بود پرتم میکردم بیرون ازساختمون
بااین صدام اعتماد به نفس داشتم بازم میخوندم جوریی بود که گوشامم میگفتن عجب
غلطی کردیم گوش توشدیم

دانلود رمان خیالی نیست

به افکارخودم میخندیدم اومدم بیرون موهاموخشک کردم روتختم ولو شدم
خوابیدم صبح بایدبلندمیشدم که میرفتم گوشیموگذاشتم روزنگ که خواب نمونم یهو در
اتاق باز شد یکی پرید تو ارزو بود
خواهرم هفتده سالشه خیلیم شیطونه یه صورت بچه گونه ایی داره بااون چتری های که
جلویی چشای کشیده قهویشوگرفته باابروهایی پرش یه لب معمولی درکل
نازه و خوشگله به خواهرش رفته ازبس خوشگله
این یه موردو به من رفته البته
کلیم حرف میزنه و سوال میکنه زود خودموزدم به خواب که مخمونخوره

دانلود رمان خیالی نیست

_اجی اوا من خرم یعنی عر عر خودتوزدیی به خواب
اجی اوا پاشو من خوابم نمیبره باش
جواب نده منم میخوابم
_اخیش رفت بخوابه دختره پیش فعاله نصف شبی مخ میخوره فقط به جایی شام
راستش منم خوابم نمیبرد باگوشیم ورمیرفتم که
نورگوشیم دوتاشاخ ونشون میداد گوشیوبرعکس کردم نه اینکه سوسکه
_وای مامان بابا سوسک
_اجی چرانصف شبی رقصت گرفته
_کم حرف بزن میگم سوسک میگی رقصم گرفته
یهو بدترازمن اونم جیغ میزد خونه گذاشته بود روسرش
_چی شده اوا ارزو چتونه نصف شبی
_مامان سو سک
_کو کجاس

دانلود رمان خیالی نیست

_اونا بغل تخت اجیه
_سوسکه دیو دوسر نیس که
_مامان اذیت نکن بکشش خوابم نمیبره شب
_باشه جارو بیار
جارودادم به مامانم همچین سوسک کشتش که صدایی غلط کردن سوسکم میومد
_کشتم حالابخوابین جیغ جیغ نکنید

_باشه شب بخیر
دیگ خوابیدم
صب بازنگ گوشیم بیدار شدم بایداماده میشدم بابااومد تواتاقم
_اوا اینم آدرس مواظب خودت باش چیزیی شد بهم زنگ بزن

دانلود رمان عاشقانه  خیالی نیست,رمان عاشقانه خیالی نیست, رمان خیالی نیست رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور خیالی نیست, رمان عاشقانه صحنه دار خیالی نیست, رمان عاشقانه ایرانی خیالی نیست, رمان عاشقانه کوتاه خیالی نیست, رمان عاشقانه ۹۸ia خیالی نیست, رمان عاشقانه خارجی خیالی نیست, رمان عاشقانه پلیسی خیالی نیست, رمان عاشقانه دانلود خیالی نیست, خیالی نیست,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان خیالی نیست,دانلود رمان خیالی نیست  برای موبایل,عکس شخصیت های رمان خیالی نیست,دانلود رمان خیالی نیست apk,دانلود رمان خیالی نیست  نگاه دانلود,رمان خیالی نیست  قسمت اول,دانلود رمان خیالی نیست نسخه apk,دانلود رمان خیالی نیست apk,رمان خیالی نیست قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو ۹۸

دانلود رمان اگر بی تو باشم

بدون دیدگاه

در دانلود رمان اگر بی تو باشم رمان عاشقانه جدیدی را برای دانلود شما عزیزان قرار دادیم که در مورد دختری به نامه مهلا هست که به خاطر اعتیاد پدرش زندگی سختی را به همراه مادرش تجربه می کنند تا اینکه….

دانلود رمان اگر بی تو باشم

نام رمان:  اگر بی تو باشم

نویسنده: محدثه رجبی

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:۹۵۳  صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

در مورد دختری به نامه مهلا هست که به خاطر اعتیاد پدرش زندگی سختی را به همراه مادرش تجربه می کنند تا اینکه….

دانلود رمان اگر بی تو باشم

دانلود رمان اگر بی تو باشم

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

روی سکوی جلوی خونه نشستم.. پاهام از خستگی زیادم زق زق میکردن..هنوز هم به فاصله ی
زیاد مدرسه جدیدم تا خونه عادت نکرده بودم… مامان با یه لیوان آب سرد کنارم نشست… به
چهره ی مهربونش نگاه کردم…تنها امیدم توی این دنیا مادرم بود…
–بیا دخترم… اینو بخور
لیوانو گرفتم و قُلُپی خوردم…
-خوبم مامان…یکم بشینم پاهامم خوب میشه .. –خب برو تو خونه..گرمت میشه اینجا نشین..
برگشتم و پشت سرمو نگاه کردم…از دیدن بابا که با کلافگی توی خونه قدم میزد حالم گرفته تر از
قبل شد… اصلا فضای خونه رو دوست نداشتم و حتی حاضر بودم کل روز رو توی حیاط
کوچیکمون بشینم و قدم به داخل خونه نذارم…مامان با چهره ی مظلوم و زجرکشیده ش نگاهم
کرد … سرم رو پایین انداختم و دست به کیف مشکی و قدیمی ام انداختم و سریع بلند شدم..
وقتی سرپا ایستادم تازه فهمیدم که تا چه حد کف پاهام درد گرفتن… با سرعت کفشام رو از پا
دراوردم و انداختم گوشه ی حیاط. ..

دانلود رمان اگر بی تو باشم
دست مامان رو گرفتم و وارد فضای کوچیک پذیرایی شدیم…بابا با همون لباسای کثیف و البته
سر و وضع آشفته ش به سمتم اومد… مثل همیشه از اینکه بابا اینطور به سمتم بیاد بدنم
میلرزید.. به دیوار چسبیدم و مثل همیشه تنها دو هزار تومنی که مامان مثلا برای خرج تو راهم
بهم داده بود رو بی هیچ حرفی به سمتش گرفتم…دل کوچیکم بیشتر از قبل گرفت..سرم رو پایین
انداختم…با دادی که بابا سرم زد با سرعت خودمو به تنها اتاق موجود تو خونه رسوندم…حوصله

ای برای گریه نداشتم..همه تلاشم توی این مدت که بابا اینطور شده بود این بود که خودمو قوی
کنم و نذارم اشکم در بیاد… تا حدودی موفق شدم و بغضم رو قورت دادم…مقنعه رو از سرم

دانلود رمان اگر بی تو باشم

دراوردم و روی پشتی گوشه اتاق گذاشتم.. تنها شلوارم رو عوض کردم و مثل همیشه همونجا
پایین کشوهام نشستم…ترجیح دادم درسمو بخونم و از اتاقم بیرون نرم…به شکم دراز کشیدم و
کتابم رو الکی جلوم باز گذاشتم…فعلا تنها بهونم برای بیرون نرفتن از اتاق درسم بود..نمیدونم
شاید جز معدود ادمایی بودم که تو اون سن ارزو داشتم پدرم کنارم نباشه..با بودنش تنها من و
مادرم رو زجر میداد…نداشتن یه پدر معتاد خیلی بهتر از داشتنشه…
حوصله ای برای خوندن درس نداشتم و الکی برگه میزدم… همین که بابا هر از گاهی بهم سر میزد
و میدید در حال درس خوندنم و چیزی بهم نمیگفت برام بس بود…همین که بهونه ای برای غر
زدن و دعوا دستش ندم بهترین کار بود…کم کم داشت کتاب به دست خوابم میگرفت.. همونطور

دانلود رمان اگر بی تو باشم

منتظر بیرون رفتن بابا بودم تا بلند شم و برم پیش مامان… با نشستن بابا کنارم نگاهش
کردم…اشک توی چشمام جمع شد…این مهربونیش رو اصلا دوست نداشتم…وقتی فقط برای
گرفتن پول به سمتم میومد دلم میخواست خودمو خفه کنم..به دوستام از ته دلم حسودی
میکردم.. منم دلم میخواست خودم از پدرم پول تو جیبی بگیرم و حتی بهش غر بزنم که چرا
اینقدر کمه… –دخترم..چقدر پول تو دستته…
بغض تو گلوم داشت خفه م میکرد.. بی هیچ حرف از جا بلند شدم..دیگه مخالفتم جلوش معنا و
ارزشی نداشت.. مثل همیشه پولایی که مادر بزرگم بهم میداد رو قایم کرده بودم… برای اینکه بابا
رو عصبی نکنم از توی کشو که با کلیدم قفلش میکردم تنها پنج هزار تومن بیرون اوردم و
همونطور که روم رو ازش گرفته بودم پولو به سمتش گرفتم ..اصلا دلم نمیخواست ضرب دستش
رو دوباره بچشم…

دانلود رمان اگر بی تو باشم

بابا با خوشحالی پول رو از دستم کشید و من زودتر از اونچه که فکر کنم صدای بسته شدن در رو
شنیدم…وقتی از رفتن بابا مطمئن شدم کتابم رو گوشه ای گذاشتم و از اتاق خارج شدم .

مامان رو دیدم که روی زمین نشسته بود..اونم منتظر رفتن بابا بود تا گریه کنه…لرزش شونه هاش
و صدای هق هقش باعث شد نتونم خودمو نگه دارم و بغضم شکست.. روی دو زانو پشت سر مامان
نشستم و دست دور شونه ش انداختم…
مامان تنها دست روی دستم گذاشت و گفت :
–مهلا.. دخترم ..گریه نکن..
سرم رو روی شونه ش گذاشتم و نفس عمیق کشیدم..
-مامان اگر تو پیشم نبودی نمیدونستم چطور باید تحمل میکردم..بابا از من پول میخواد برای جور
کردن زهرماریاش..و من مجبور به اطاعتم..مامان میترسم بگم نه و دیوونه شه..
–باید تحمل کنیم..

دانلود رمان اگر بی تو باشم

-اخه چقد تحمل…
حرفمو نصفه گذاشتم و رو به روی مامان نشستم..
-مامان دیگه نمیتونم..چرا خدا راحتمون نمیکنه.. یا منو ببره پیش خودش یا بابا رو نجات بده.. یا
بابا رو ازمون بگیره..چرا ما نمیتونیم یه نفس راحت بکشیم.. دستام توی دستای مامان بود.. با
نوازش دستام تمام وجودم پر از حس خوب میشد و میتونیتم لحظه ای مشکلاتم رو از یاد ببرم و
چه خوب بود که مامان رو کنار خودم داشتم تا دستام رو نوازش کنه..با حرفاش آرومم کنه…خونه
بدون بابا واقعا ساکت بود و من عاشق این سکوت بودم.. تا بابا اینجا بود فقط داد و هوار و
دعوا…ولی الان .. من بودم و مامان و یه دنیا آرامش …
وقتی بابام نبود هیچ مشکلی هم نبود… ما اروم بودیم و اروم هم زندگیمون رو میکردیم…
بدون هیچ مشکل و بدون هیچ گونه دغدغه فکری…

دانلود رمان اگر بی تو باشم

نمیدونم چقدر گذشت که همونجا نشسته بودیم و به حال خودمون گریه میکردیم…هردو خوب
میدونستیم بابا تا شب برنمیگرده…مامان غذایی که از دیشب مونده بود رو گرم کرد و دوباره

خوردیم..سر سفره نشسته بودیم..اشتهایی ندلشتم اما برای اینکه یه وقت مامان رو ناراحت نکنم
اروم اروم مشغول خوردن شدم..باید یه جور سر صحبتو با مامان باز میکردم..باید میفهمید داره
چی میشه و اجازه میداد یه کاری کنم ..
-مامان..
صداش که کردم قاشقشو پایین گذاشت و منتظر نگاهم کرد… برام سخت بود گفتن این
حرف…میترسیدم مامان بازهم ساز مخالف بزنه…وقتی دید ساکتم و حرفی نمیزنم گفت :
–چی شده مهلا..

دانلود رمان اگر بی تو باشم

با استرس به مامان نگاه کردم..فهمیدم اونم کم کم داره نگران میشه..
-مامان .. ببین..پولایی که بی بی داده بود داره تموم میشه..
انگار با این حرفم داغ دل مامانو تازه کردم …چون با ناراحتی آه کشید و گفت :
–چکار میتونیم بکنیم مادر..مجبوریم دوباره قرض کنیم..
-نه مامان..باور کن مجبور نیستیم قرض کنیم .. مامان امروز دوستم میگفت برای فست فود
پسردایی ش دنبال چند نفر هستن که…
مامان پرید وسط حرفم و گفت :

دانلود رمان اگر بی تو باشم

–قبلاهم اینو گفتی و منم گفتم نمیذارم با این سنت کار کنی..تو هنوز داری درس میخونی مهلا…
مامان بشقابا رو بلند کرد و به سمت آشپزخونه رفت..
-پس باید چکار کنیم…چقدر از این و اون قرض کنیم..مامان بعد چطور میخوای اینهمه قرضو پس
بدیم… با کارکردنم همه چیز درست میشه..
–گفتم نه یعنی نه…من کار میکنم بشه دیگه..
بلند شدم و دنبالش رفتم..

دانلود رمان اگر بی تو باشم

-آخه مگه مردم چقدر کلاه و شال بافتنی میخوان…
مامان مشغول شستن شد…به سمتش رفتم تا کمکش کنم..
–نگران نباش مهلا..با خیاطی هم خیلی کارا میشه کرد..
-مامان بذار منم کمک خرجت باشم…اینطور نمیتونم…نمیتونم بشینم و ببینم تو اینقد کار میکنی
و منم در عوض بخورم و بخوابم…
–کافیه دیگه..

 

 

دانلود رمان عاشقانه اگر بی تو باشم,رمان عاشقانه اگر بی تو باشم, رمان اگر بی تو باشم  رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور اگر بی تو باشم, رمان عاشقانه صحنه دار اگر بی تو باشم, رمان عاشقانه ایرانی اگر بی تو باشم, رمان عاشقانه کوتاه اگر بی تو باشم, رمان عاشقانه ۹۸ia اگر بی تو باشم, رمان عاشقانه خارجی اگر بی تو باشم, رمان عاشقانه پلیسی اگر بی تو باشم, رمان عاشقانه دانلود اگر بی تو باشم, اگر بی تو باشم,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان اگر بی تو باشم,دانلود رمان اگر بی تو باشم  برای موبایل,عکس شخصیت های رمان اگر بی تو باشم,دانلود رمان اگر بی تو باشم  apk,دانلود رمان اگر بی تو باشم نگاه دانلود,رمان اگر بی تو باشم قسمت اول,دانلود رمان اگر بی تو باشم نسخه apk,دانلود رمان اگر بی تو باشم apk,رمان اگر بی تو باشم  قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو ۹۸